کلاس کنکور امار و روش تحقیق دکتر رهباردار دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ 12:8

کلاس آمار و روش تحقیق

 

 

 

 

کارشناسی ارشد و دکترا

 

سراسری- آزاد و وزارت بهداشت

 

محل برگزاری

خیابان پاستور 6

 

مسئول ثبت نام

 

خانم فولادی

09159050947

26 جلسه

 


 جهت ثبت نام و شرکت برای دوره بهار 94 به سایت مراجعه کنید

 

www.rahbardar.com

 

 

 

 


برچسب‌ها: مفاهیم آمار توصیفی و استنباطی, کنکور ارشد و دکترا
نوشته شده توسط صادقی  | لینک ثابت |

همایش دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ 12:0

همایش بزرگ

 

 

والدین موثر ،فرزند مسئول

 

 

اردیبهشت 94


برچسب‌ها: تعلیم و تربیت, فرزندپروری, همایش
نوشته شده توسط sadeghi  | لینک ثابت |

آزمون ارشد 94و دکترا یکشنبه دوم فروردین ۱۳۹۴ 2:32
دانشجویان گرامی

 

کلیه پاسخ های پرسش های دکترا 94 در

 

متن کتاب آمار و  راهنمای جامع روش تحقیق

 

موجود است.

 


برچسب‌ها: مفاهیم آمار توصیفی و استنباطی, کنکور, ارشد و دکترا
نوشته شده توسط صادقی  | لینک ثابت |

همکاری جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ 11:30

دعوت به همکاری

 

 به سایت مراجعه نمایید.

 

www.rahbardar.com

 


برچسب‌ها: دعوت به همکاری
نوشته شده توسط صادقی  | لینک ثابت |

کتاب های مورد تالیف جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ 2:10
        مفاهیم آمار توصیفی و استنباطی
 
 
 
 
 
 
 
        
 
                                  
                                    ویژه دانشجویان و داوطلبان ارشد و دکترا
   
 
 
 

                  

برچسب‌ها: مفاهیم آمار توصیفی و استنباطی, کنکور, ارشد و دکترا
ادامه مطلب
نوشته شده توسط sadeghi  | لینک ثابت |

ارزشيابي توصیفی پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ 23:36
نام و نام خانوادگی دانشجو: رضا خطیبی


    اهداف طرح ارزشيابي توصيفي

1) بهبود كيفيت فرآيند ياددهي-  يادگيري .
2) تأكيد بر اهداف آموزش و پرورش از طريق توجه به فرآيند يادگيري به جاي تأكيد بر محتوا .
3) فراهم نمودن زمينه مناسب براي حذف مالكيت مطلق امتحانات پاياني در تعيين سرنوشت تحصيلي .
4) افزايش بهداشت رواني محيط ياددهي-  يادگيري .
 
ضرورت اجراي طرح ارزشيابي توصيفي

1) ناكارآمدي مقياس هاي كمي براي ارزشيابي تغييرات كيفي در شخصيت دانش آموزان .
2) توجه به كليه ابعاد شخصيت دانش آموزان .
3) جلوگيري از تلقي امتحان به عنوان كل فرآيند ارزشيابي .
4) جلوگيري از هدف شدن امتحان .

اهميت ارزشيابي كيفي در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان

در ارزشيابي كيفي لازم است كه تفاوت هاي فردي درنظر گرفته شود و از مقايسه دانش آموزان با يكديگر خودداري مي شود .
از پوشه كار بطور مستمر براي ثبت فعاليت ها و پيشرفت دانش آموزان استفاده مي شود .
ارزشيابي به عنوان بخشي از تدريس است نه جداي از آن .
در ارزشيابي از مجلات توصيفي استفاده مي شود .
در ارزشيابي كيفي دانش آموزان با يكديگر مقايسه نمي شوند .
در ارزشيابي كيفي همه ابعاد شخصيت دانش آموز مورد توجه قرار مي گيرد .
ارزشيابي كيفي ريشه در تدريس خوب و مؤثر دارد
در ارزشيابي كيفي معلم از هر فرصتي براي مطالعه فرد فرد دانش آموز استفاده مي كند .
در ارزشيابي كيفي فرصت هاي برابري براي فراگيران متفاوت فراهم مي شود و تمامي دانش آموزان مي توانند ياد بگيرند


برچسب‌ها: اررشیابی توصیفی
نوشته شده توسط sadeghi  | لینک ثابت |

هوش هیجانی دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ 20:54

عصبانی شدن آسان است- همه می توانند عصبانی شوند، اما عصبانی

شدن درمقابل شخص صحیح ، به میزان صحیح ، در زمان صحیح ، به دلیل

صحیح و به طریق صحیح -آسان نیست.

                                                                                                             ارسطو

                                                                                             برگرفته از کتاب هوش هیجانی نوشته دانیل گلمن

 


برچسب‌ها: هوش هیجانی
نوشته شده توسط sadeghi  | لینک ثابت |

یادگیرندگان راهبردی دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ 20:17

اگر به رفتار دانش آموزان در موقعیت های یادگیری به دقت بنگریم،خواهیم دید که در فعالیت های یادگیری خود متفاوت عمل می کنند.گروهی به سختی حداقل توفیق مورد نیاز برای ادامه تحصیلات را کسب می کنند ، دسته ای دیگر در حد وسط قرار دارند و موفقیت نسبی به دست می آورند و بالاخره تعدادی هم هستند که موفقیت های چشم گیری نصیب خود می سازند. یادگیرندگان موفق همان کسانی هستند که با صفت راهبردی شناخته شده اند.این یادگیرندگان با فعالیت ها یا تکالیف یادگیری با اعتماد به نفس بالا و احساس اطمینان از اینکه از عهده آن تکالیف برخواهند آمد ، روبه رو می شوند یا دست کم با این احساس که می دانند که چگونه از پس آن ها بر آیند ، با آن ها برخورد می کنند.این یادگیرندگان سخت کوش ،با پشتکار و مبتگر هستند ودر برخورد با مشکلات به سادگی دست از کار نمی کشند .آنان می دانند که یادگیری یک جریان فعال است و خود آنان باید مقداری از مسئولیت آن را بپذیرند.

برگرفته از کتاب روانشناسی پرورشی نوین
دکتر علی اکبر سیف


برچسب‌ها: یادگیرندگان راهبردی, تعلیم و تربیت, روانشناسی پرورشی
نوشته شده توسط sadeghi  | لینک ثابت |

خانواده اصلی ترین هسته در هر جامعه و کانون حفظ سلامت و بهداشت روانی است و نقش مهمی در شکل گیری شخصیت فرزندان یعنی پدران و مادران آینده دارد و هیچ نهاد و مرجعی نمی تواند جایگزین خانواده مخصوصا مادر شود.خانواده را موسسه یا نهاد اجتماعی معرفی کرده اند که ناشی از پیوند زناشویی زن و مرد است و در آن اعضای خانواده که شامل زوجین و فرزندان و گاهی هم اجداد و نوه هاست، بر اساس همزیستی مسالمت آمیز،صفا ، صمیمیت انس، تفاهم و مشارکت و تعاون زندگی می کنند(نوابی نژاد،1383).از جمله مظاهر زندگی اجتماعی انسان وجود تعامل های سازنده و سالم میان انسا نها و برقرای عشق به همنوع و ابراز صمیمت و همدلی به یکدیگر است،انسان موجودی چند بعدی است که بخش مهمی از ماهیت پیچیده او را میل به زندگی جمعی و پیوند جویی با همنوع تشکیل می دهد.روانشناسان و سایر متخصصان علوم رفتاری از جمله متخصصانی هستند که با مطالعه ابعاد پیچیده رفتار انسان و دنیای روانی او برای بهزیستی و دستیابی به سلامت تن و روان اطلاعات و راهبردهای سودمندی را ارائه می دهند تا از این راه رسیدن به زندگی صلح آمیز آینده و توام با آسایش برای فرد فرد آدمیان امکان پذیر گردد(همان منبع).
روانشناسان ،خانواده را محل ارضای نیازهای مختلف جسمانی و عقلانی و عاطفی می دانند.داشتن آگاهی از نیازهای زیستی و روانی و شناخت چگونگی ارضای آنها و تجهیز شدن به تکنیک های شناخت و تمایلات زیستی و روانی مهمتر،مسلح بودن به چگونگی ارضای درست و سالم آنها ضرورتی انکار ناپذیر است.تحقیقات زیادی در این زمینه مشاهده می شود که دلالت بر تایید نقش دلبستگی در پیوند بزرگسالان و روابط زناشویی رضایتمند می باشد.
تحقیقات اولیه در بررسی دلبستگی زوجین بیشتر بر جستجوی رابطه سبک دلبستگی و ارزیابی کیفیت روابط متمرکز بودند.این پژوهش ها نشان دادند که سبک دلبستگی بر گستره ای از روابط که در شرایط گوناگون ظاهر می شوند تاثیر دارد.افراد با سبک های دلبستگی متفاوت در موقعیت های گوناگون و از جمله موقعیت های تنیدگی به شکل های متفاوت رفتار می کنند.به عبارت دیگر ، سبک دلبستگی افراد عاملی برای شناسایی و طبقه بندی تفاوت های فردی است.
تحقیقات اخیر تاثیر سبک دلبستگی را بر کیفیت روابط زوجین به خوبی نشان می دهد.آزمودنی هایی که هم خود و هم همسرشان سبک دلبستگی ایمن داشتند کیفیت روابطشان مطلوب تر بود.

نوشته شده توسط sadeghi  | لینک ثابت |

خلاصه فصل اول کتاب مبانی نظری تکنولوژی آموزشی ویراست3 نویسنده :دکتر هاشم فرادانش
تهیه و تنظیم: جواد حبیبی ،  دانشجوی رشته علوم تربیتی ،دانشگاه فرهنگیان

تعریف تکنولوژی
شناخت دقیق تعریف تکنولوژی تا حدود زیادی به ریشه یابی معنایی کلمه بستگی دارد.این واژه تکنولوژی ا در یونان به معنای انجام دادن سیستماتیک یک هنر یا حرفه گرفته شده است.بخش اول (techno) تلفیقی از معنای یک هنر و یک فن مشتمل بردانش و بخش دوم (logos) به معنای استدلال و ارائه دلیل است.بنابراین تکنولوژی به معنای به کارگیری مستدل یا منطقی دانش خواهد بود.تکنولوژی هم به معنای هرگونه مهارت عملی که درآن ازنتایج دانش و یافته های علمی استفاده می شود به عبارت دیگر تکنولوژی به معنای دانش کاربردی درمقابل علم محض است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط sadeghi  | لینک ثابت |

آمار پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ 10:13

کلاس آمار و روش تحقیق

 

 

 

09159050947

خانم فولادی

محل برگزاری کلاس

خیابان پاستور 6 مرکز مشاوره فولادی

نوشته شده توسط صادقی  | لینک ثابت |

همایش جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ 8:45

همایش بزرگ فرزندپروری

 

با رویکرد آشنایی با مراحل رشد روانی کودکان

 

بهمن 93

 

 


برچسب‌ها: تعلیم و تربیت, فرزندپروری, همایش
نوشته شده توسط sadeghi  | لینک ثابت |

وکسلر 4 سه شنبه نهم دی ۱۳۹۳ 14:29

کارگاه آموزش وکسلر 4 نرم مشهد

 

دکتر حمید رهباردار-  بهزاد حق نظر

 

ثبت نام

خانم صادقی

09154778421

 

نوشته شده توسط صادقی  | لینک ثابت |

دانشگاه فرهنگیان دوشنبه یکم دی ۱۳۹۳ 12:56

دانشجویان گرامی:

- دانشجو فدایی سریعا نسبت به ارسال مقاله و ترجمه

اقدام نماید.

- دانشجویانی که نظر خصوصی ارسال کرده اند باید

دوباره نظر خود را عمومی ارایه نمایند.

 

دانشجویانی که بیش از 1 جلسه غیبت داشته

اند برای بهبود وضعیت خود می توانند یک مقاله

انگلیسی درباره مغز و آموزش و یادگیری ترجمه نمایند.

قبل از ترجمه ابتدا مقاله جهت تایید ارسال گردد.

 

 

  دانشجویان فعالیت های زیر را به عنوان

فعالیت های طی ترم در جلسه آزمون تحویل دهند. 

ردیف فعالیت
1 ارایه نظر در وبلاگ
2 مقاله برای شرکت در فراخوان سبزوار
3 خلاصه دقیق کتاب
4 پاورپوینت های ارایه خلاصه کتاب در کلاس
5 پاورهای طراحی های مربوط به مریل- گانیه- رایگلوث
6 نیاز سنجی به صورت کتبی تحویل شود
7 3 ورق تولید چند رسانه ای با mmb
8

طراحی آموزشی مبتنی بر مغز- کامل و به صورت کتبی و تایپ شده

متن تایپ شده ایمیل گردد.

9 شرح محتصری از فعالیت های انجام شده خود و نحوه ارایه و دفعات ارایه خود را بنویسید.

 

در آزمون پایان ترم استفاده از هر گونه کتاب و فنا آوری مجاز است.

با توجه به غیر قانونی بودن کپی کتاب، دانشجویان به هیچ عنوان مجاز به

استفاده از کپی کتاب اساتید و نویسندگان محترم نمی باشند.

 

موارد مطرح در آزمون

 

- بحث های مربوط به سنجش پرونده ای و ارتباط آن با تکنولوژی

 

- موضوعات مربوط به معرفت شناسی مانند اثبات گرایی که می توانید در

کناب راهنمای جامع روش تحقیق مطالعه نمایید.

 

- مطالعه دقیق کتاب تکنولوژی و ارایه های دانشجویان در کلاس و بحث های کلاسی.

نوشته شده توسط صادقی  | لینک ثابت |

کلاس آمار و روش تحقیق شنبه پنجم مهر ۱۳۹۳ 14:0

کلاس ویژه

درس + تست

26 جلسه

 

آمار و روش تحقیق کمی، کیفی و ترکیبی

ویژه داوطلبان کارشناسی ارشد و دکترا

وزارت علوم، دانشگاه آزاد و وزارت بهداشت

زمان: جمعه ها ساعت 12-8

نشانی:

خیابان احمد آباد- رضا 2- پلاک 19

پشت مجتمع  خورشید

تلفن

38408273-38409241

09155127317

آموزشگاه فردا

 منابع

مفاهیم آمار توصیفی و استنباطی

تالیف:

دکتر حمید رهباردار

روش های تحقیق کمیُ کیفی و ترکیبی

ویرایش ۱۳۹۳

تالیف:

دکتر حمید رهباردار

 

آخرین پژوهش در حوزه سنجش پویا

http:/ijp.mums.ac.ir/article_3150_387.html

 

کتاب

طراحی آموزشی برای ارتقای تکنولوژی آموزشی

Designing Instruction for

Technology-Enhanced

Learning

نویسنده:

پاتریشیا راجرز 

ترجمه دکتر حمید رهباردار

 

نوشته شده توسط صادقی  | لینک ثابت |

نماد پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ 9:47

 

 

 

موضوع :

 

 

گردآورنده :

جواد سپاهیان زو

ذهن تربیت نشده;بچه ها چگونه فکر می کنند و مدرسه ها چگونه باید تدریس کنند. هاوارد گاردنر

شناخت جهان از طریق نمادها(symbols)

مسیور ژردن یک شخصیت در نمایشنامه Molière ایفاگر Le bourgeois gentilhommeزمانی تعجب خود را بروز می دهد که یاد می گیرد در تمام زندگیش به نثر صحبت کند.شاید فهمیدن اینکه چه مقدار در کل زندگیمان با فوج علائم و نمادها مواجه بوده ایم، برای اغلب ما تکان دهنده باشد.

در پردازشگر وردم، ابتدا با دقت به سمبول های زبانی و عددی نگاه کردم؛ زمانی که به برنامه دیگر یا سیستم کامپیوتری دیگر سوئیچ می کردم، نمادهای گرافیک و تصویری مختلف می توانستند به راحتی فعال شوند.به ساعتم نگاه کردم تا ببینم چقدر زمان دارم قبل از اینکه سوار ماشینم شده و با یک سری علائم ترافیکی در مسیر سوپرمارکت روبرو شوم، قفسه ها و محصولات با یک مجموعه همیشه در حال گسترش از کدهای سمبولیک علامت گذاری می شدند. با ترک فضای نسبتاً آموزشی دفتر کارم برای تعامل با پسر 5 ساله ام،‌بنجامین،‌در اتاقش، با مجموعه نمادهای مختلفی مواجه شدم.

ما صحبت کردیم،‌شوخی کردیم،چشمک زدیم، ساختمانهایی از بلوک ها را کامل کردیم،‌کارت بازی و بازیهای صفحه ای کردیم، سکانس های کوتاه و طولانی از نمایش تئاتر آماتوری را اجرا کردیم. در طول یک روز، بنجامین در دنیایش و من در دنیای به ظاهر کاملاً متفاوت در دریایی از نمادها غرق هستیم،برخی برای هر دوی ما مشترک هستند، بعضی دیگر مخصوص کارهای روزمره مربوط به خودمان هستند.

متخصصان نمادها

علیرغم (وشاید بخاطر) حضور فراگیر نمادها، اکثر فیلسوفهای قدیمی به این شکلهای پرمعنی از تبادل توجه کمی معطوف کرده اند. درواقع، احتمالاً چارلز سندرز پیرس اولین متفکر در عصر مدرن بود که ماهیت، طیف و عمل نمادهای مختلف،که زندگی مان را فرا گرفته اندو سیستم های آنها را مورد توجه قرار داد.

کار به سبک فلسفی پایه گذاری شده توسطلانگر، کاسیرر و پیرسدر تهیه حوزه شکلهای سمبولیک با اشاره خاص به حوزه “softer” اسطوره، آیین و هنر مفید بود. اخیراً نلسون گودمن معلم قدیمی و همکارم، من را در تشخیص حوزه شناخت سمبولیک در زمینه های همه جانبه تر از طریق بیان یک تئوری از نمادهاکمک کرد.اگر عنوان حسی حرکتی(sensorimotor) بطور مستدل هشت ماه اول زندگی را در بر گیرد، عنوان سمبولیک حداقل برای پوشش باقیمانده سالهای قبل مدرسه است، دوره ای از دو تا شش یا هفت سالگی.

طی این دوره همه بچه های نرمال جهان به آسانی و طبیعی به یادگیری مجموعه اشکال مختلف علائم و سیستم های آنها فائق می آیند. آنها صحبت کردن و فهمیدن زبان مادری، استفاده آنرا نه تنها با تقاضا کردن و انجام دستورات، بلکه با گفتن داستانها و جوک ها، طعنه زدن و سخن چینی یاد می گیرند، شناخت شان از جهان اجتماعی و فیزیکی را گسترش می دهند. در زمان ورود آنها به مدرسه، 5، 6 یا 7 ساله ها مخلوقات سمبولیک تمام عیاری هستند. انتخاب زبان بعنوان مزیت تعادل سیستم نمادها مسئله است، اما تأکید بر توان دیگرسیستم های نمادهااهمیت دارد.

دانش زیادی درک شده و از طریق ژست ها و دیگر وسایل فرازبانی منتقل می شود. تصویر مناظر جهان از طریق طرح ها، ساخت بلوک ها یا خاک رس یا دیگر وسایل تصویری یک راه سمبولیک است که در اوایل دوران کودکی اهمیت زیادی دارد. بازی انواع اداها و بازی rule-governedفعالیت های مطلوبی هستند.آشنایی با مفهوم کمیت و نامها و فعالیت های مرتبط با اعداد بخشی از سالهای اولیه کودکی هستند. و عادت ها، آداب و رسوم، بازی های مختلف و دیگر تعاملات اجتماعی با انواع سمبولهای مختلف رایج هستند، که معنی های آنها حداقل تا حدی برای کودک قبل از دبستان(به احتمال قوی) در دسترس هستند. کارشناسان نمادها به سه جنبه اصلی از سیستم های سمبولیک توجه را فرا می خوانند، که هر کاربر مشتاق آنها باید مهارت را بدست آورد. قوانینی وجود دارد که به ترتیب و انسجام خود سیستم نمادها حاکم است-چیزی که گرامر یا نحو سیستم نامیده می شود. معانی و مفاهیم واضحی از این نمادها، رابطه بین آنها و اشیاء، عقاید یا مراجعی وجود دارد که آنها به چیزی که معنی شناسی(semantics) سیستم سمبولیک نامیده می شود، اشاره می کنند. در نهایت، کاربردها و کارکردهایی از نمادها وجود دارد، دلایلی که آنها در یک متن مشخص استناد شده اند، چیزی که کاربرد شناسی(pragmatics) سیستم نامیده می شود. با وجود سخت بودن شرح، توضیح وظیفه کودک در سالهای اولیه آسان است:او باید نحو، معناشناسی و کاربرد شناسی آن سیستمهای نمادی را یاد بگیرد که در فرهنگ اطراف سنجیده می شوند.

در اینجا لغت فرهنگ (culture)شایسته تأکید است. در حالیکه، همانطور که مشاهده کردیم، قطعاً فرهنگ در تعاملات اجتماعی و مخفی کردن اشیاء در سبد وجود دارد، ممکن نیست تغییرات در فرهنگ ها برای اکتسابیکه طی اولین سال زندگی رخ می دهد، حیاتی باشد. با این وجود اکتساب سمبولیک نیست. سیستم های مخصوصنماد در یک شکل فرهنگی مورد بحث طرفدار دارد که کودک باید مرحله نشانه‌شناختی یا سیموتیک، سمبولیک یا بازنمایی را فرا بگیرد. و تنها بعنوان یک مهم، بخشی از یادگیری کودک در این زمان، روشهای مخصوصی هستند که در آنها سیستم های نمادها استفاده می شوند. در واقع، در مشاهده فراگیری کودک از توانش سمبولیک، ما مشاهده کردیم که اثر متقابل (فعل و انفعال) مداوم بین تمایلات ذاتی و گزینه های فرهنگی رشد انسانی را برای همیشه توصیف می کنند. اگر چه، ممکن است دوره سیموتیک از دوره های بعدی متفاوت باشد، در حدی که بیولوژی و فرهنگ برای ساخت نماد پردازی تمام عیار که به آسانی در دسترس برای همه انسانها است، همراه می شوند. در این مفهوم، یادگیری دوره سیموتیک از یادگیری کلی متفاوت است که نخستین دوره رشد را توصیف کرده و به همان مقدار از یادگیری فرهنگی مجزا که به دوره های بعدی غالب   می شوند، نیز متفاوت است. تواناییها و ظرفیتهای سمبولیک خاص، شیوه های عجیب و غریب فرهنگ یا خرده فرهنگ را منعکس خواهند کرد، اما توانایی سمبولیک یک موفقیت کلی از اوایل دوران کودکی است.هنگامی که اهمیت نمادها در آکادمی مشخص شوند، محققان به رشد انسانی که به توافق عام رسیده علاقمند شدند که این دوره رشد زمان"یادگیری سمبولیک" نامیده می شود.در غیر این صورت، دانشمندان مختلفمثل Piaget، برنر، الکساندر لوریا و ورنر همه با این ویژگی موافقت کردند. در واقع، توافق عام آنقدر گسترده است که ممکن است باعث تعجب شود که آیا احتمالاً هر کسی ممکن است بدون توضیح برخی مسئله رقابت را نادیده بگیرند- به آشکاری نثری که توسط مسيور ژردن (Monsieur Jourdain)مورد توجه قرار نگرفته بود. در ادامه، من مزیت این توافق عام را پذیرفته و به سادگی وانمود می کنم که این ویژگی بحث برانگیز نیست.

 دو موضوع دیگر بحث برانگیزند: میزانی که رشد سمبولیک به شدت محدود شده و میزانی که آن در مدل مشابه حوزه های سمبولیک مختلف اتفاق می افتد.همه آموزش جدیدتر، اعم از رسمی یا غیر رسمی، بر فرض تواناییها و ظرفیتهای سمبولیک ایجاد می شود، پس از آن برای آشکار کردن حقایق پیرامون این نقطه عطف رشد ضروری است. ازآنجایی که این حوزه بیشترین موضوع تحقیق من طی دو دهه گذشته بوده است، یافته های زیاد لابراتوار تحقیقمان را در بحثی که در ادامه آمده، مطرح کردم.

زبان بعنوان یک سیستم نمادین

به نظر تقریباً همه محققان، زبان، سیستم اولیه نمادگرایی است; در واقع برای برخی آن تنها سیستمی است که ارزش بررسی دارد. به این دلایل، مقدار زیادی از دانش درباره نحو، معناگرایی وکاربرد گرایی زبان ، هر دو در وضعیت بالغ اش و در حد فاصل رشد همانطور که درکودکان در حال ظهور از مرحله حسی و حرکتی مشاهده شده، جمع می شود.تحقیق درباره دیگر سیستم های نماد بطورمعمول بر روشها و آنالیز استفاده شده در مطالعات زبان درست می شود. با این وجود، علیرغم مبنای قابل ملاحظه دانش، مباحثه هایی درباره اکتساب زبان تند باقی ماندند و بیشتر بحث راجع نمادگرایی در نوعی از رسانه ها و حوزه ها پیش بینی می شود.

نحو و توانایی یادگیری

همانطور که ما از قبل مشاهده کردیم، چامسکی انتخاب شده بود تا سفرش راجع ماهیت شناخت و ذهن بر اساس مطالعاتش از زبان را افزایش دهد. و یک سفر مقتدر داشت! با توجه به مطالعه رشد زبان شناسی، سربازان زیر پرچم “قابلیت یادگیری”فرا خوانده شدند.

قابلیت یادگیری یک حوزه تکنیکی و ریاضی از آنالیز است که تلاش می کند دانشی را ظاهر سازد، که یک مکانیسم (انسانی یا معدنی) باید آنرا داشته باشد،اگر قادر به کسب یک زبان ذاتی بر اساس نمونه های مواجه شده(رشته ای از لغات) باشند. طبق طرفداران تئوری قابلیت یادگیری،‌ برای هر موجود زنده غیر ممکن است که قادر به یادگیری انواع زبانهایی باشند که همه انسانها فرا میگیرند، این در صورتی است که موجود زنده مجبور به بررسی هر مجموعه قابل درک از قوانین باشد که ممکن است به آن زبان حکومت کنند. در واقع،‌حقایق موضوع دقیقاً مخالف هستند. انسانها زبانها را دقیقاً به سهولت یاد میگیرند، آنها به کار با فرضهای دقیق درباره اینکه هر زبان ذاتی باید مشابه چه چیزی باشد،همراههستند، از طرفی آنها حتی فرضیه رقیب بی حد درباره اینکه در حقیقت چه چیزی ممکن است با تمام زبانهای قابل درک بدست آیند، را مورد توجه قرار نمی دهند.

چه فرضیاتی توسط همه فراگیران نرمال زبان بوجود می آیند؟ برای نام بردن فقط تعدادی،‌ یادگیرندگان زبان فرض می کنند که توالی های صداها می توانند به نقاط خاصی از صداها شکسته شوند که تک واژ نامیده می شوند(کوچکترین واحد معنادار، که شامل s, ed, ing است); که این توالی های لغات به جنبه هایی از محیط یا تجربه شخصی اشاره می کنند; که یک توالی مشخصی از لغات می تواند یک معنی کاملاً متفاوت را داشته باشد;(man bites dog در برابر dog bites man) گروهی از لغات بعنوان عبارت هایی عمل می کنند که معنی های خاص دارند; و آن اصلاحات و دیگر اعمال زبانشناسی ممکن است بعنوان یک کل برای عبارتها بکار گرفته شوند.

نظریه پردازان قابلیت یادگیری طیفی از ادعاها را مطرح کرده اند. شاید چشمگیرترین ادعای رسمی براین اعتقاد است که یک طبقه کلی از زبانها وجود دارد که زبانهای ذاتی نامیده می شود، که نمی توانند بدون رد مدرک از خط یاد گرفته شوند- یعنی مدرک گفته های غیرمجاز.با این وجود،‌ معلوم می شود که کودکان با اطلاعات معتبر درباره گفته های غیرمجاز، مواجه نیستند. این بدین معنی است که کودکان نمی توانند زبان یاد بگیرند( یک حقیقتی که می دانیم عملاً صحت ندارد) یا بدین معنی است که کودکان باید بافرضیات مختلفی راجع چگونگی یادگیری زبانی که در بین شان صحبت می شود، مجهز شوند.

براساس گزارش قابلیت یادگیری،‌کودکان صحبت به زبان مادری شان را در صورت عدم حضور نشانه منفی یاد می گیرند، زیرا فرضیات خاصش درباره ماهیت زبان ذاتی بخشی از دانش ذاتی ما هستند. بعنوان مثالی از ادعای خاص تر،‌اجازه دهید پدیده خاص مورد مطالعه قرار گرفته پیتر گوردن را جزئی تر بیان کنیم. ممکن است این ادعا(و شواهد حمایت کننده اش) بیش از حد تکنیکی بنظر برسند، اما در حقیقت آن نمونه کار قابلیت یادگیری است.

آنالیز زبان بزرگسالان نشان می دهد که روند سه سطحی  برای ساخت  لغات پیچیده تراز لغات ساده تر به طرز تعجب آوری منظم است. قوانین سطح 1 تغییراتی را در تلفظ و نتایج معنایی غیرمعمول مجاز می کنند. برای مثال، یک سطح قانون 1 به فرد اجازه می دهد red را به reddish، Spain به  Spanishو book به bookish تبدیل کند. توجه کنید که آواهای صدادار خوشه ای در Spain و Spanish که bookish معنای مثل یک کتاب را نمی دهد. بر عکس،قوانین سطح 2 تغییرات در تلفظ را مجاز نمی کنندو آنهاطبق انتظار اثرات معناشناسی اصولی دارند.برای مثال یک قانون سطح 2،به شخص اجازه می دهد  پسوندی مثلNess را اضافه کند.بر حسب تعریف، قوانین سطح 2 بعد از قوانین سطح 1 بکار گرفته می شوند، بنابراین شخص می تواند bookishness را داشته باشد نه booknessish. قوانین سطح 3 آن دسته از قوانینی هستند که پس از قوانین سطح 1 و 2 بکار گرفته می شوند، آنها شامل قوانینی برای pluralization هستند، بعنوان مثال در شکل rednesses.

کاربرد این تئوری ساخت لغات را در یک مجموعه معنی کوتاه بررسی کنید. تبدیل mouse به mice سطح 1 را منعکس می کند، زیرا تلفظ تغییر کرده است. تبدیل rat-eater به mouse-eater, از طریق ترکیب شکل می گیرند نمونه هایی از سطح2 هستند.

از آنجایی که سطح ها باید به ترتیب بکار گرفته شوند، rat-eater, mouse-eater, mice-eaterلغات ممکن هستند، اما rats-eater،‌بنظر می رسد به روش مشابه واژه های دیگر ساخته شده است، در واقع بخاطر شکل گیری اش که با pluralization سطح 3 قبل از سطح 2 ترتیب را بهم می زند، غیرمجاز است.

چگونه همه این تمایزات تکنیکی احتمالی را به عملکرد زبانی کودک مرتبط می کند؟گوردن یک بازی خانوادگی برای کودکان پیش دبستانی طراحی کرد. موضوع ها به یک عروسک داده می شدند و می گفتند"اینجا یک عروسک است که دوست دارد بخورد.........؟ شما دوست دارید نام او را چه بگذارید؟" گوردن پاسخ های مدلی را ارائه می دهد تا کودک از شکل ترکیبی “x-eater” آگاه شود. تحقیق نشان می دهد که کودکان مانند روش بزرگسالان پاسخ می دهند. یعنی آنها عروسکی را نامگذاری کردند که علاقمند به خوردن یک موش بود mouse-eater و یک عروسکی که دوست دارد خرگوش بخوردrat-eater، عروسکی که دوست دارد خرگوشها را  بخورد نیز  rat-eater نامیده می شود.

اساساً اکثر کودکان هرگز عروسک دومی rats-eater نامیده نمی شوند. بعلاوه، حتی زمانی که کودکان جمع اشتباه را در گفتار همزمانشان استفاده می کنند(mouses بجای mice)، آنها اینها را در روش مشابهی بعنوان جمع های با قاعده درست مطرح می شوند، بنابراین آنها هرگز عروسک را  mouses-eater نمی نامند.

متاسفانه،‌ راه از استدلال جالب به این ادعا که چنین دانشی ذاتی است، به سختی هدایت می شود. مدرک گوردن نتیجه مطالعه انواع شکلهای است که کودکان بطور منظم می شنوند و شکلهای مختلفی که مجبور به شنیدن هستند قادر به بازی درست براساس مواردی هستند که آنها از قبل در معرض آن قرار گرفته بودند. او ادعا می کند که بعید است که کودکان موارد لازم را در محیط خود بشنوند- برای مثال mice-eater نه rats-eater. یافته هایش او را تشویق می کند که ادعا کند که بچه ها بدرستی عمل می کنند زیرا برخی نسخه های محدودیت ترتیب سطح به نظر ذاتی می رسند. شاید من در این اعتقاد تنها نباشم که این ادعا تلاشی(بسطی) از اعتقاد را نیاز دارد. و من معتقدم که اطلاعات گزارشی که دیگر مطالعات فردی در این راستا هستند، در خودشان متقاعدکننده تر نیستند. با این وجود، من فهمیدم که ادعای عمومی محدودیت ها در قابلیت یادگیری متقاعد کننده هستند. آثار قابلیت یادگیری شامل دهها نمونه از گفته هایی است که ممکن است کودکان بطور معقولی ساخته باشند اما به سادگی انجام نداده اند. برای مثال آنها جمله The man who is tall is in the room را به شکل سوالی Is the man who tall is in the room? تبدیل نمی کنند. و John put را بیشتر از John put it away نمی گویند. و محققان قابلیت یادگیری همه نوع اشتباهات ثبت شده که کودکان بطور معمول می سازند-“he goed” یا “he wented” بیشتر از “he went,”، childs بیشتر از children، I’m unthirsty– حتی اگر این شکلهای نادرست در حضورشان ساخته نشوند.

لیست طولانی از اشتباهات احتمالی که کودکان هرگز نمی سازند و اشتباهات بدون مدل که آنها بطور قابل پیش بینی می سازند اشاره به نیروهای محدود قوی در کار روال های یادگیری کودکان دارند. بعلاوه، همه نوع حرکت های زبانشناسی ممکن وجود دارند که انسانها هرگز نمی سازند مگر اینکه آنها در نوعی بازی رسمی درگیر باشند. برای مثال، انسانها هرگز به معانی لغات معکوس صحبت شده و معانی براساس توجه به هر لغت یا هر لغت سوم، و به معانی برمبنای الحاق همه عناصر هر رده (مثل همه حرف اضافه ها در یک جمله) توجه نمی کنند. به نظر می رسد کودکان بطور غریزی از قوانین اصلاح عمل به کل جملات یا عبارات بیشتر از لغات دوم یا چهارم و ششم در یک جمله آگاهی دارند. این استراتژی های فرضی به ما بعنوان غیرواقعی ضربه می زند، اما در حقیقت نکته است. همان طور که دانشمندان (طبق پیرس و چامسکی) بطور جدی تنها بخشی از فرضیه متعدد که می توانست برای (اثر طبیعی)پدیده فیزیکی محاسبه شود را پذیرفتند، در نتیجه بسیاری یادگیرندگان زبان تنها در نظر میگیرند که مجموعه نسبتاً کوچکی از فرضیه ها که احتمالاً قسمتی از عضو زبان می شوند، خواستار فرآیندهای طولانی ارزشیابی می شوند.

همانطور که این بحث نقل می کند، اکثر کارهای تقبل شده توسط تئوری قابلیت یادگیری مستقیماً در حوزه نحو اتفاق می افتند، مرکز توجه علامت گذاری چامسکی از زبان. بحث با چامسکی و ارتباطش با این، دشواراست و تنها چند کارشناس در روانشناسی رشد به اندازه کافی مطلع یا شجاع برای انتشار ملاحظاتشان هستند. آنالیز نحوی در برخی روشها شبیه به یک رفلکس است، آن به آسانی ظاهر شده و ثابت می کند که جلوی آنرا گرفتن غیر ممکن است، بنابراین افراد در جستجوی محدودیت های ذاتی، به آسانی به این عرصه ی مثال ها حرکت می کنند. با این وجود، آن احتمالاً موردی است که اکثر محققان روانشناسی ترجیح می دهند از فرضیات قوی تئوری قابلیت یادگیری اجتناب کنند، این در صورتی است که آنها بتوانند به آن کمک کنند. همانطور که نلسون گودمن به چامسکی خاطر نشان می کند، حقیقت است که فهمیدن اینکه چگونه چیزی یاد گرفته می شود، دلایل کافی برای ذاتیبودن آن ، نیست.

معنی شناسی

در حقیقت بحث درباره قابلیت یادگیری در دو حوزه دیگر فراگیری زبان تکرار می شود. برای مثال در مورد معنی شناسی الن مارک مان و دیگر محققان پیشنهاد می کنند که یک تمایل قوی به صورت فراگیری اولیه زبان در می آید.طبق اصل “mutual exclusivity” ، یادگیرندگان زبان فرض می کنند که هر شئ یک نام و تنها یک نام دارد. بنابراین، زبان آموزان مشتاق یک نام را به شیء می دهند(بگو، chair)، آنها در برابر بکارگیری نام دیگری برای آن سرسختانه مقاومت می کنند. براین اساس، آنها یک نام دومی را در مجاورت شیء برای چیزی دیگر بکار می گیرند، بیشتر از اینکه نام بخشی از شیء (پایه) نام رده بالاتر (مبلمان) یا مترادف برای شئ(چهارپایه یا صندلی گهواره ای) را بگویند.در حمایت از اصل mutual exclusivityمارکمان و همکارانش تعدادی مطالعات مبتکرانه انجام داده اند که در آن از بچه ها خواسته شد نامهای ساختگی مصنوعی را برای اشیاء آشنا یا جدید اعمال کنند، و محققان مشاهده کردند که چگونه این نامهای قراردادی واقعاً به آن اشیاء منطبق می شوند.

به ظاهر، ادعای mutual exclusivity به نظر باندازه کافی محتمل می رسد، حداقل به اندازه ی این فرض موجه استکه انسانها برای استناد در ترتیب تعیین شده، سه سطح قوانین ساخت لغت را استنتاج می کنند. با این وجود، این ادعا بحث قابل توجهی برمی انگیزد، بعلاوه تعداد تلاشهای روبه رشد آنرا به لحاظ تجربی رد می کنند(با نشان دادن اینکه کودکان جوانتر آنرا مشاهده نمی کنند)،یا کلیت آنرا محدود می کنند(با نشان دادن اینکه تنها اگر هیچ دلیلی برای مشاهده وجود نداشته باشد، کودکان آنرا مشاهده می کنند).

من سه دلیل را برای این عکس العمل های قوی تشخیص دادم. اول اینکه، ادعای mutual exclusivityبه دانش درونی درباره قابلیت یادگیری برای فهمیدن، مورد خطاب قرار دادن و رد کردن نیاز ندارد. دوم اینکه، معناشناسی توسط اکثر روانشناسان نزدیک به مرکززبان و ذهن دیده می شود; بنابراین آن از حوزه ی به نظر حاشیه ای نحو مهمتر است. سوم اینکه، هر دانشی ازیک محدودیت ذاتی در حوزه فراگیری زبان یک شیب لغزنده توسط محققان تجربی غیربومی درنظر گرفته می شود. هنگامی که آنها اذعان کردند که یک فعالیت نامگذاری اشیاء ممکن است موضوع نوعی استراتژی ذاتی یا محدودیت باشد، در نتیجه شاید هیچ حوزه ای از شناخت انسان محترم باقی نخواهند ماند. امروزه نامگذاری اشیاء ، فرداالگوهای رأی گیری سیاسی.

کاربردشناسی

با توجه به پراگمتیک فراگیری زبان، نبرد مشابهی برپاشد، اگرچه این زمان نیروها به طرز متفاوتی همسو      می شدند. تعدادی از محققان ( تاریخ حداقل به  Jerome Burner برمیگردد) اصرار دارند که اگر کودک صرفاً در معرض نمونه های ارائه شده قرار گیرد، زبان یاد نمی گیرد، همیشه مثل یک ضبط صوت عمل می کند.بعلاوه دستگاه اکتساب زبان(LAD)، باید یک سیستمحمایتازاکتسابزبان (LASS) نیز باشد. چنین محققانی به تعاملات اجتماعی اولیه متمرکزی بین والدین و نوزادان بعنوان یک نمونه اصلی چنین حمایتی اشاره می کنند. آنها به نمونه های زیادیاستناد می کنند، که در آن والدین و مخصوصاً مادرها، در تبادلات طولانی (مخصوصاً تبادلات متنوع با نوجوانان(، شرکت کردند، عباراتی را برای آنها بعنوان نمونه ساختند و از کودکان خواستند چیزهایی که آنها نفهمیده اند را تکرار کنند، و تصحیح هایی را برای انواع مختلف اشتباهات از اتفاقات ناگوار گرامری تا اشتباهات واقعی ارائه دادند. ادعا شده است که چنین ”مادرانه ای“ برای اکتساب موفق زبان شرط لازم است. هیچ کس مطرح نمی کند که ممکن است یک والدین حامی وظیفه یادگیری زبان را لذت بخش تر و شاید آسانتر سازد، نه حتی در چامسکین کامل.

در عوض، بحث پیرامون این مسئله است که آیا چنین نوع حمایت مادرانه ای لازم است یا فقط خوب است. طبق بومیان متعصب تر، چنین حمایتی ضروری نیست. هر موجود زنده ای مواجه شده با یک نمونه کافی از زبان، صحبت کردن در یک روش مناسب را یاد خواهد گرفت. حقیقت این است که علیرغم شرایط متفاوت خانواده ها و فرهنگ ها ، همه کودکانی که به نظر می رسد زبان را یاد می گیرند، مطرح می کنند که مانع روند یادگیری زبان شدن در بهترین شرایطمشکل است. حتی نوجوانان Kaluliکه والدین شان حتی مستقیماً با آنها صحبت نمی کنند، در روش کاملاً مناسبی سرانجام به صحبت به زبان مادری شان می رسند. با این حال، حقیقت این است که آزمایشگران نمی توانند برای جلوگیری از هر نوع حمایت اجتماعی محیط را دستکاری کنند، بدین معنی که در این مورد راضی کردن طرف بحث خشنمشکل خواهد بود. بچه هایی که براحتی زبان یاد میگیرند( حداقل با یک مقدار متوسط حمایت محیطی) دراماتیک ترین مورد یادگیری اولیه در گونه ما هستند. همانطور که در مقدمه کتاب اشاره کردم، فراگیری زبان اول تا رفتاری ادامه پیدا می کند که برای نوع ما موثر است، و فراگیران بزرگسال زبان و معلمان در همه زمینه ها با بیشترین غبطه نگاه می کردند. حتی اگر ما هرگز نتوانیم ثابت کنیم که محدودیت های خاص قابلیت یادگیری بصورت ژنهای انسانی درمی آید، بنظر واضح است که ما بعنوان یک گونه برای اکتساب زبان درروشی منظم با آسانی قابل توجهی متمایل هستیم. در پی کار چامسکی و دانشجویانش، چند نفر مدعی بودند که فراگیری زبان یک فعالیت نامحدود است.

حتی اگر زبان در برخی جنبه ها مجبور به موردی خاص در بین استعدادهای انسانی باشد،‌ باید شناخته شود. زبان تنها نمونه اصلی برای اشکال مختلف ظرفیتهای بکارگیری علائم انسانی بطور کلی تر نیست،آن سیستم نمادی است که به تحصیلات اولیه نظارت دارد،‌ مخصوصاً زمانی طی دوره ای که کسب ادبیات و مفاهیم رسمی کمیاب است. بنابراین هر محدودیت بدست آمده با توجه به زبان،‌به بخشهای گسترده ای از آموزش رسمی، از انواع معانی که دانش آموزان به لغات جدید نسبت می دهند تا روشهایی که در آنها ریاضی مطابق قواعد یا یک زبان فطری دوم یاد می گیرند،‌اثر خواهند گذاشت.

طبقه بندی اشیاء و وقایع

ثابت شده است که زبان در طبقه بندی اشیاء،‌عناصر و موجودات بسیاری در جهان، حیاتی است. همانطور که پروفسورQuineسالها قبل خاطر نشان کرده است، این حقیقت که ما قادر به نامگذاری و طبقه بندی اشیاء‌به اتفاق آراء‌ هستیم یک عمل برجسته است.برای بکارگیری نمونه جذاب،‌ لغت gavagai گفته شده در مجاورت یک خرگوش در حال عبوربی اندازه مبهم است: بعلاوه برای اشاره به این خرگوش،‌ به همان مقدار به عضوی از خرگوش( بگوید دم ) یا ترکیب فاصله زمانی باقیمانده اشاره کنند(بگوید، حیوان عبور کرد، درحالیکه من در حال راه رفتن در جهتی مشخص یا در یک لحظه معین بودم).همانطور که Quineاظهار کرده است، " به خرگوش اشاره کنید و شما به بخشی از یک خرگوش، به عضو درونی آن، به آمیزش خرگوش و به محل ظاهر شدن خرگوش اشاره می کنید". اینکه هیچ توضیحی بطور جدی پذیرفته شده نیست، پیشنهاد می دهد که کارهای نامگذاری و طبقه بندی ما باید گرایش ها و فشارها را منعکس کنند. مطالعات دقیقی از پروسه های طبقه بندی انسانی نظریه مشهور کلاسیک را کاملاً برمی چیند، که تا عوض شدن یک نسل حفظ می شوند. شواهد کمی در رفتار عادی برای نسخه بارز وجود دارد، مطابق با اینکه اشیاء طبق مجموعه مشخص از ویژگی های لازم و کافی طبقه بندی می شوند (خرگوش یک حیوان مودار بزرگ با دم و گوشهای دراز است، صندلی یک اثاثیه چوبی با چهار پایه است).یک دلیل نقض آشکار از این روش، این حقیقت است که یک خرگوش ، خرگوش باقی می ماند حتی اگر دمش بریده شود و صندلی با سه یا چهار صندلی هنوز صندلی است.

برعکس این تصویر طبقه بندی، واقعاً بنظر می رسد که طبقه بندی در روش کاملا متفاوتی روی می دهد. دو اصل موثر هستند. معقوله ها معمولاً پیرامون نمونه هایی گویا هستند- چیزی که روانشناس Roschآنرا نمونه اصلی “prototypes” یا نمونه اصلی یک شئ می نامد. ما همه در ذهن خود تصاویر اجمالی از چیزی که یک خرگوش، درخت،‌صندلی، پرنده و شبیه چیزی که یک “ نمونه عالی” از این اشیاء را می سازد، داریم.

تا حدی که بنظر می رسد نمونه خاصی که در تعداد معقولی از ابعاد یا در ظاهر کلی، نسبتاً به نمونه اصلی نزدیک است، احتمالاً‌ما آنرا بعنوان یک عضو از آن معقوله تشخیص و با سرعت و اطمینان آنرا انجام می دهیم، اما باید ثابت شود که انحراف در ابعاد زیادی بیش از حد است، نمونه باید بسیار "جنبی" ظاهر شود، برای ساخت آن طبقه ما خسته می شویم. تکمیل استراتژی نمونه اصلی، سطحی از ویژگی است که ما در ارائه نامها متمایل هستیم. به نظر می رسد انسانها برای نامگذاری اشیاء در به اصطلاح ”سطح اصلی“ گرایش دارند- آن سطحی از طبقه بندی معمولی است، که با موارد مطرود قابل تشخیص است، دیدن، احساس کردن و عمل کردن نسبتاً راحت و بدون خیلی عمومی بودن کلی است. بنابراین یک خرگوش به احتمال زیادتر بعنوان یک خرگوش نامگذاری می شود تا یک حیوان (رده بالاتر) یا” این خرگوش گوش کوتاه با اندازه متوسط خاص  “(معقوله فرعی). بطور مشابه، یک صندلی بیشتر از ”بخشی از مبلمان“(رده بالاتر) یک ”صندلی“ نامیده می شود. تنها چیزی که تشخیص معقوله ها را در کل و مواردی از عضویت معقوله بطورخاصتعیین می کند ، برای زمانی بخشی معمولی مباحثه بوده است. برخی نویسندگان به اهمیت ویژگی های ادراکی  (A بنظر مثل B می رسد) یا ویژگی های کاربردی (Al, A2,A3همه در روش مشابهی استفاده خواهند شد). دیگر نویسندگان معتقدند که حتی کودکان خردسال می توانند این جنبه های” سطحی“ چشم پوشی کنند و به ویژگی های ساختاری یا ارتباطی توجه کنند. (A یک bik نامیده می شود و بنابراین باید با biks گروه بندی شود;A، B، C همه استفاده می شوند). در تمام احتمالات، هر یک از این شیوه ها می توانند توسط کودکان بکار گرفته شوند و برای ایفای یک نقش تا زمانی که آنها از عهده وظایف طبقه بندی مدرسه برآیند، ادامه می یابد.

نامگذاری و طبقه بندی جنبه های اصلی زبان هستند. مفسران مختلفی مثل نویسنده کر و لال، هلن کلر و روانشناس آلمانی ویلیام استرن به ما یادآوری می کنند که ظرفیت نامگذاری اشیاء یک جهان کلی از معنی را به روی کودک خردسال باز می کند. برای برخی کودکان، این فرصت در سال اول زندگی اتفاق می افتد; برای هلن کلر تنها در دهه پایان زندگیش رخ داد. با این وجود، هنگام رخ دادن، آن یک ابزار شناختی ضروری است.

نامها در معرفی حوزه های جدیدی از تجربه ، هدایت کودکان برای توجه به ویژگی های متداول یا تمایز قائل شدن ویژگی هایی که آنها ممکن است بطریق دیگر از دست بدهند، مفید هستند; لغت wing ممکن است توجه کودک را به ویژگی قبلاً چشم پوشی شده پرواز یا یک هواپیما جلب کند و ممکن است به عملکرد متداولش نیز تأکید کند.

 

شناختجهانازطریقنمادها

منوانمودمیکنمکهاینموزیکتلفناستوباآنرفتارمیکنمدرحالحاضربهعنوانتظاهر. "اینبازیتظاهرمیکندبهاینترتیبکهمعمولابهرسمیتمیشناسدکهموزیکراهاستویکتلفناستکهمعمولاراهدیگری،امابرایبرخیازاهدافبهوضوحمشخصشده،میتوانموزبهعنواندرمانباشداگرآنیکتلفنبود . وروزهایدیگر،بهدلایلدیگر،ممکناستبهاحتمالزیادتلفنبهعنواندرمانباشداگرآنیکموزبود.

درمانیکشیاگرآنبهدیگرفرمهایاصلیاستبهعنوانخودنمایندگی. دربازیادعایدیگرسفارشاتخودنمایندگیممکناستمواجهمیشوندنیزهست. درواقعمیتوانچیزیرابهعنواناگرآنچیزیبود: "منازاینفنجانچایمینوشم" حتیاگرفنجاندرواقعخالیاست.

درواقعمیتوانچیزیرابهعنواناگرآنچیزیبود: "مندرموردسوزیصحبتمیکنمتااگراوبوددراینجانیست." ویامیتوانیکویژگیتحریفپسازآنماننداموالدیگرگرفتهشدهاست: "مناینموهایکوتاهرااگربلندودماسبیبودمیپوشیدم. "عاملدرهریکازاینمواردخودنمایندگیبهرسمیتشناختناستکهآنچهکهبهظاهراموررامیتوانبهعمدبنماید،تاکهدرموردیکایالتدیگرازامورکهدرآنبازیکنمیخواهدازبهبیرونکشیدنبهارمغانبیاورد.

حتیبهعنوانکودکبایدآگاهباشیدکهاودرحالانجاماینکاراست (نمیتوانوانمودکردمگراینکهیکیازاینتظاهرآگاهاست)،اوهمچنینبایدآگاهیکهدیگرانمیتوانندوانمودبهبهدستآوردن (درغیراینصورتاوبهطورمداومفریبخوردهمیشود) وتظاهررامیتوانباقدردانیدیگرانونیزتوسطخود (ویارفتارعجیبوغریبیکیازتماشاگرانبهعنواناعتصاب).

بهعنوانمثاللسلیاشارهمیکند،اینامردرمواجههباآنعجیبوغریباست. یکیممکناستکهفکرمیکنمکهازآنمیتواندبسیارنگرانکنندهباشد،درآنزمانبسیارمواقعیاستکهکودکدرحالیادگرفتنیکموزاستوچهنقشآنمعمولابرآوردهشود،برایبهچالشکشیدنایندانشجدیدودرمانمیوهایزردتازهآشناکهاگرآنبهطورناگهانیوبهطرزیجادوییبودیکتکهسیاهوسفیدازپلاستیکبود.

درهمینراستایکیبهراحتیمیتوانددرذهنمجسمکندموقعیتیکهدرآنکودکانمیتوانندبسیارپریشانشوندهنگامیکهبهعقبمابهعنوانمثال،یکفرددیگریدرزمانتلفنوانمودبهآنپوستکندوخدمتبهآنرابهیکمیمونمشتاقبداند.

اینواقعیتکهکودکانبهندرتباچنینرفتاری،کهآنهابهطورمعمولبیشتردرشادیکردنآنرافراهممیکندشواهدقانعکنندهکهاینرفتارروشنومهمبهانسان،همازنظردانشآنراامکانپذیرمیسازدولذتاستکهآنرافراخوانیاستاشتباهگرفته .

بدوننیازاستدلالمیکنندکهدراینجابازیتظاهربهخودیخودیکپدیدهجهانیاست،هرچندآنرابهخوبیممکناست،یاآناستکهمحدودبهروشخاصیعملمیکنند،هرچندکهبهنظرمیرسددرستباشدنیزوجوددارد.

 

یادگیریطبیعی

چیزیکهمنادعامیکنمآناستکهدرچندسالاولزندگی،همهکودکانیکنقطهعطفبسیارمهممنتقلمیکنند. حرکتفراترازتواناییفکرکردنبهطورمستقیمدرموردجهانتجربه،آنهارادرحالحاضرقادربهتبدیلبهتصورمیکتد. آنهاقادربهپیشبینیدولتازامورخلافهستندکهتوسطحواسخوددستگیرمیشود،رابهتصرفخودکهفعالیتتخیلیبهصورتنمادینعمومی،وبرایادامهبهتوضیحبراساسآنظرفیتهایتخیلیهستند.

چنینظرفیتخودنمایندگیاستکهقطعاقابلتوجه،آننیازبهتکاملنیست،وقطعابهنظرنمیرسدبههرشکلجالبازگونههایدیگروجودداشتهباشد. ظرفیترابهیکموضع،نسبتبهواقعیت،هرروزتایید،انکار،ویاآنراتغییردهیداعطاقدرتعظیمجدیددرکودکرا. همانطورکهمنبایددرفصلبعدبحثکنم،آنرابهزودیاجازهمیدهدتاآثارموجودکهمحصولاتهنریویانظریهدرموردجهاناستراایجادکند.

ایناختراعرایگانومزهجمعیتجهانازکودکپیشدبستانی،وآنهاهمچنانبهاعمالنفوذقویدرسراسرمدرسهکودکمیپردازندکه،بعدازهمه،مستلزمآناستکهکودکمیتوانددرموردوقایعوفرآیندهاییکهازراهدورازچهارچوبیادبگیرند،عملکند. هنگامیکهفرمولهایساختگیتوسطکودکاناتفاقمیافتدهمزمانباآنمطرحمیشودتوسطمعلمانویاتوسطکارشناساندریکرشتهیقرارداده،درکقابلتوجهیپدیدارمیشود،اغلب،بااینحال،محصولاتوتوضیحاتنمادینواردشدهتوسطکودکدرحالتغییرجهتدادندرجهتدیگراست.

وبهاینترتیب،برایمثال،اگردرخودکودکشخصامشاهدهشفافیازمنظومهشمسیاتفاقافتدشبیهاستکهتوسطستارهشناسانمشاهدهشود،اوبهاحتمالزیاددرحالجذباطلاعاتدرموردخورشید،ماهوسیارههابهسرعتاست،بهحدیکهعکسهایشخصیوانتظامیدرنوساناست،بااینحال،کودکممکناستاشتباهگرفتهویانگاهبررویدودیدگاهجهانکاملاناسازگارداشتهباشد.

مطالعهنمادینهاولیه

تااینلحظه،درحالیکهمنپیشتازبهعرصهپیشکلامیاسکریپتوبازیتظاهرساختهشدههستم،منبهراحتیدرحوزهزبانباقیماندهام. نامگذاری،طبقهبندی،تصویباسکریپتها،وتظاهردرآنهااززبان،دشواراستبهتصوردرفقدانکاملاززبان،اگرچهآنهاقطعادرافرادناشنواونیزدرافرادیبااختلالاتتلفظاززبانیافتمیشود.

 

شناختجهانازطریقنمادها

شایدتعجبآورنیستکهفعالیتهایشبهزبانیدراینجاموردبررسیقرارمیگیردوتبدیلبهنقاطبسیارنزدیکبهعطفزبانیگرهخوردهاست. پختگیازبازیادعایپیشرفتپشتسرهمباپختگیزبان،فقطبهعنوانفعالیتهایطبقهبندیبسیجومنعکسکنندهتواناییهایزبانموجوداست.

بااینحال،همانطورکهقبلااشارهشد،مجموعهاینمادینازکودکپیشدبستانیفراتراززبانوبستگاننزدیکخوددرحوزهارتباطاتگسترشمییابد. کودکجوانوهمچنیندرگیردرنمادپردازیدرعرصهطراحی،مدلسازیباخاکرس،ساختبابلوک،قیافهگرفتن،رقص،آوازخواندن،تظاهربهپروازویادرایو،قاچاقباشماره،ومیزبانازدیگرحوزههاینمادنوکاست.

درحالیکهاینعوالمدیگرهستندکهبههماندرجهموردمطالعهقرارگرفتهنهبهعنوانزبانورشتههایمربوطبهزبان،میتوانبهقاعدهونظمشگفتآوردرتوسعهخودراتشخیصداد. روزی،ویاحتیشایدزودتر! محققانممکناستازاحساسجسارتازنوعهمانمحدودیتهایذاتیدرموسیقیویاحرکتصحبتکنندکهباتوجهبهفعالیتهایزبانیویاتظاهرتشخیصدادهشدهاست.

بهاتخاذیکدیدگاهسختازپیاژه،یکنفربایدفرضکنیمکههمهاینفعالیتهانشانههاییوک(دهانهیادوشاخهمستقر) شدهاست،نقطهعطفیدریکمنطقهبا (یابهطورمستقیممبشر) نقاطعطفدردیگرعرصههایهمکاریرخمیدهد. اینامکانوجوددارد،بااینحال،بهاتخاذیکموضعتکاملیمتضاد. پسازاستدلالموردعلاقهچامسکیوفودر،یکبهیکدامنهخاصتصویرخیلیبیشترنمادینهانتظارمیرود.

دراینحساب،رویدادیدریکقلمرومثلا،زبان،ممکناستتبدیلبهتنهاارتباطازراهدورویاتصادفیبهنقاطعطفدرموسیقیویاطراحیویامثلاتعداددامنهشود.

هنگامیکههمکارمندنیگرگومنحدودپانزدهسالپیشاینموضوعمفهوم،شواهدتجربیمربوطهکمیدردسترسبود. برایناساس،ماوتعدادیازهمکارانشدردانشگاههارواردپروژهصفر * راانجامدادیموتصمیمبهانجامیکمطالعهطبیعتنمادینهزودگرفتیمباالهامازرویکردیکهپیاژهباکودکانگرفتهبود،ماانتخابرابهدنبالگروهیازنهفرزنداولبهدنیاآمدهبهصورتمنظمبهمدتهفتسال،تقریباازاولخودرابهتولدهایهشتمرساندیم.

(برایاطمینانازنتیجهگیریمادراینتحقیقطولیبیشازحدمحدودنیست،ماشاملاضافیهفتادوجوانانبهعنوانگروهشاهددریکمطالعهمقطعی.) میشویم.

 

تمرکزمابهعمدگستردهبود: مادرسراسرطیفوسیعیازسیستمنماد،ازجملهزبان،بازیتظاهر،تصویردوبعدی (نقاشی)،تصویرسهبعدی (مدلسازیباخاکرسوساختوسازبابلوک)،بیانبدن،وموسیقینگاهکردیم.

ماهمچنینشاملیکسیستمنمادینمهمشمارههفتم. شمارهخدمتسههدفمرتبط. اول،درمیانسیستمهاینمادمابررسیشد،تعدادحداقلبهاحتمالزیاددرراهزیباییمورداستفادهقرارگرفتهبود. بدینترتیب،بهعنوانیکنوعازکنترلویامقایسهباسیستمهاینماددیگر،هریکازآنهابهشدتدرمعرضاستفادهدرراهحیلهگرانهتوسطکودکانخردسالخدمتکردهبود.

دوم،درمیانسیستمهاینمادما،تعدادینیزمیتواندبهعنوانیکنوعازتئوریپیاژه (یانئوپیاژه) نشانگرخدمت: ایناست،کهمناستدلالکردهام،سیستم،بیشتریکنمادبسیارمهمبهاستاندارد "واحد" حسابازرشدشناختیاست.

اگرپیاژهونئوپیاژهدرستباشد،پیچیدگیهایعددیبایدبقیهسیستمرانندگیرا،اگر،بااینحال،فرضیهدامنهخاصاستمشروعیت،پسازآنتعدادبایدثابتکندهیچغالببیشازهرسیستمنماددیگرنیست.

سوم،شماره (همراهبازبان) سیستمنماددرمدرسهباارزشاست. علاقهبهپیشسازهاییازامکاناتتحصیلیدیکتهنظارتبرمهارتهایعددیدارد.

زندگیکمترقابلپیشبینیازیکممکناستمانندعلماست،علمرامشاهدههیچاصلبهعنوانصادقانهبهعنوانقانونمورفی (چهمیتواندبهاشتباه،اشتباهخواهدرفت)خواهدبود. داستانتوسعهنمادین،تبدیلبهپیچیدگیشدبهمراتببیشترازآنچهکهدرابتداانتظارمیرفت،بودپیچیدگیآنممکناستاستنباط،مشخصمناطقدیگرازشناختنیزباشد. معلومشدکهیافتههایمادرچهارجنبههایجداگانهایازتوسعهنمادینرامیتوانلمسکرد.

جریانتوسعه

بهراحتییکموقعیتکشفماراازوجودجریانهایمشخصازتوسعهنمادیننشانمیدهد. یکجریانتعریفمیکنیمبهعنوانیکجنبهبهنظرمیرسدکهذاتابهیکسیستمنمادخاصگرهخوردهاستوایننمایشگاههیچارتباطآشکاربههرسیستمنماددیگرندارد. بنابراین،برایمثال،یکجریاندرحوزهموسیقیشاملکشفسازمانکودکمربوطهبهاهنگصداساختارقدردانییکپایهوجوددارد،سازماندهیکلیدیوزنگهایخاص (تونیک،غالب،وغیره)اشغالموقعیتهایممتازاستکهدرآنساختارمربوطهبهاهنگصداوجوددارد.

کودکانازطریقدرکخودازاینجریانموسیقیکاردرسالاولزندگی،وهمهپیشرفتهایقابلتوجهیاست،اماپیشرفتدراینجنبهازموسیقینامربوطدرهرراهسادهبرایپیشرفتدرسایرحوزههاینمادینبهنظرمیرسد.

همچنیناینپدیدهمحدودشدهاستبهاینمنطقهازموسیقی. هردامنهبهنظرمیرسدکهجریانخودراداردمانندخواص،بهویژهدرمناطقکه،مانندساختارمربوطهبهاهنگصدادرموسیقی،آنمشروعبهنحویبهنظرمیرسد. درزبان،نهتنهاتسلطتحتاللفظیازنحوبلکهظرفیتبرایساختروایتازدرجاتمختلفپیچیدگیوجوددارد.

درسازههایسهبعدی،ظرفیتکارشناسیارشدومتفاوتطرحفضاییمیرسدکهجریانمانندخواصدارد. حتیدرحوزههایهمسایهازتصویردوبعدی،یادگیریخواصخط،مسیر،وتنظیمرنگاستوهیچرابطهایآشکاربهنقاطعطفدرحوزههایدیگرندارد.

ایننتیجهگیریمنایناستکهجنبههاینحویتوسعهنمادینبهشدتدرهرحوزه،شایدبهدلایلژنتیکیاستکهیکمسیرنحویهیچرابطهنزدیکبهمدارنحویمحدودندارد. تسلطپسازآنرشتهویاحوزههایباارزشباجامعهممکناستبرجریانمناسبازصلاحیتقرعهکشی،باطراحینوازندهدرجریانموسیقی،دانشمندبررویآنهاییکهعددیدارند،ومانندآنوجودداشتهباشند.

چهارموجتوسعه

استعارهحفظآبزیهنگامیکهمایکمجموعهکاملامتفاوتازخواصداریم،خواصاستکهبیشتریادآوریکموقعیتپیاژهایهستندمواجهمیشوند. درفواصلزمانییکساله،باشروعدرحدودسندوسالگی،کودکانازطریقیکسریازقلههایتوسعهاستکهامواجنامیدهمنتقلمیکنند.

درحالیکهجریاندرداخلمرزهاییکسیستمنمادپایبنند،امواجکمتربهآسانیتنظیممیشود. ازطبیعتخودآنهاتمایلبهنشتبیشازبانکهاکهظاهرادامنهخودراتعریفمیکنندمیباشد. بنابراینامواجمانمادینهاست،کهدرطبیعتاساسامعناییمیباشد،شخصیتیدریکسیستمنمادتکآغازخواهدشداماپسازآنبهدیگرسیستمنماد،حتیآنهاییکهدرآندرنظرگرفتهنمیشودمناسبگسترشاست.

 

یادگیریطبیعی

اولینموجنمادینه،کهماآنرابهنام "رویداد" یا "ساختارنقش،" درحالحاضرمینامیمدرعبورازآنمیشوداشارهکرد. جاییبینسنهجدهماهودوسال،کودکقادربهگرفتندرکاراکتردانشخودوجودداردکهحوادث،اینشاملعوامل،اعمال،واشیاء،واینکهاینوقایعپیامدهاییدارندشود.

نقطهمبداازاینظرفیتنمادیناستدرزبان،بهویژهدرجنبههاییاززبانهاییکهدربازینمادینبسیجوجوددارد. بهجایباقیماندهدراینمحدوده،بااینحال،درکدرستیازنقشهاوحوادثریختهرابهحوزههایدیگربررسیمیکنند. باتوجهبهنشانگرپرسید: برایرسمیککامیون،بهعنوانمثال، "رویدادساختاری" بهنشانگر،کلاچ،قوزبیشازمقاله،وزمزمه، "وروم،وروم" رابهعنواناومیگذردنشانگرعقبوجلودرسراسرمقالهاست.

بهجایایجادیکمعادلگرافیکیازکامیون،اوبهجایلحظهایبهتصویرمیکشدبهتصویبروندرانندگییککامیوندرامتدادجادهتبدیلمیکند. وبهاینترتیبموجرویدادساختاریکدامنه (کهازطراحیبازنمودی) استکهدرآنمرسوماستفادهحملهنمیکردهاست.

نوعمشابهازتخصیصدرهریکازامواجپسازآنرخمیدهد. درحدودسنسهسالگی،موجدوم،بهنام "نقشهبرداریتوپولوژیک،" میتواندبهطورگستردهایمشاهدهشود. درنقشهتوپولوژیک،نمادقطاریخاصروابطغالبدراندازهیاشکلکشیدهشدهاستازمیدانمرجع.

. درابتدااینفرمازنقشهبرداریدرحوزههایدووتصویرسهبعدی،کهدرآنکودکقادربهضبطدریکمحیطپلاستیکیروابطفضاییغالبیکمرجعدردنیایواقعیمربوطمیشوداشارهکرد. بهعنوانمثال،کودکمیتوانددودایرهمجاور،یکیبالایدیگریجلب،وبرچسبیکیبالایسرویکتهبدن،ویااومیتواندیکخانهمدلازیکردیفازبلوکهایساختوقرارگرفتنیکبلوکبسازدمهمتریندستاوردایناستکهبهعنوانیکسقفازآناستفادهمیکند.

یکباردیگر،اینتواناییبهدرکروابطفضاییویاتوپولوژیکمیآیددرفرمهایدیگرکهدراستفادهازنمادمنعکسمیشود. پاسخبهاینپرسشبرایایجادیکپایانبراییکداستاناستکهتعدادیازشخصیت،کودکشخصیترابهدونقشمتضاد (مانندیکمادرخوبودخترشیطان) تقسیممیکندوموجبحفظیکرابطهکلیتوپولوژیکامانهجزئیاتصریحوتفاوتهایظریفمیشود .

یا،بهدنبالاستادآهنگباکانتورزمیناستادانهدرستشدهمیرود،کودکبهسادگیمشاهدهخواهدکردکهکانتوردچاریکتغییربزرگدرجهتزمینوتبدیلآهنگبهیکسریازافزایشوکاهشخطوطملودیکبهشدتمیشود.

 

شناختجهانازطریقنمادها

موجسومنمادینهمعمولادرحدودسنچهاررخمیدهد. کهدرآننقشهتوپولوژیکقطاریازروابطعمومیزمانیویامکانیتنظیممیشود، "نقشهبرداریدیجیتال" قطاریازمقادیردقیقعددیوروابطآنمیباشد.

برایاولینبار،کودکمیتوانددرواقعیکگروهکوچکازاشیاءرابشمردباصراحتودرکمشترکمیانآنهابرقرارکند،میگویند،چهارنمونهازیکنوعازشیوچهارنمونهازیکسانویاازنوعدیگریازشی. اینقابلیتالبتهایجادشدهبرحساسیتعددیازدورانکودکی،امافراترازآنازنظراندازهمقادیرقدردانیوارادهوسنجشقومیازکمیمیرود.

اغلبباسرعتشگفتآوروشدت،جهاندرحالحاضربهعنوانعرصهایبرایشمارشدیدهمیشود. اینجاجاییاستکهخواصموجآشکاراست.

 

کودکانمیخواهندبهتعدادویژگیهایهمهچیزوصورتدریکنقاشی،زنگدریکملودی،شخصیتدریکداستانپیببرند. دربسیاریازاینرویهدیجیتالپیشرفتنشاندهندهاست،بااینحالگاهیاوقاتشمارشاستبهخصوصبهسیستمنمادموردنظرویاکارنمادیندردستمربوطنیست.

بهعنوانمثال،ازآنمهمترایناستکهبهاینتصورکلیازیکسرپرازمونسبتبهشمردنهررشته،بهتراستبهتصرفخوددرخلقوخوییکآهنگازتمرکزبهطورانحصاریدرتعدادیازآنچهتوجهداشتهویاضربه. درواقع،چهارسالهدرچنگنقشهبرداریدیجیتالمرابهیادیکبیتازپیاژهمیاندازدبیشازمشتاقبهدنبالاستدرهمهجابرایشواهدیازاعداد.

موجنهایینمادینهاولیهدربسیاریجهاتدرهرملاحظهایازآموزشوپرورشمهماست. درحدودسنپنج،شش،یاهفت،کودکانجاذبهبهسمت "نوشتاری" ویا "دوم" نمادینهنشانمیدهد. باتوجهبهبازیویایکدنبالهبهتصویبدرتظاهر،اغلبرجوعخودبهخودبهنوعیطرحاستکهمیتواندبهآنهاکمککندبهیادداشتهباشندویاتدویناطلاعاتمرتبطراداشتهباشند.

. بهعنوانمثال،آنهارابهیکسیستمشمارشاختراعبرایپیگیریپیشرفتخودرادریکبازی،یا،خواستهدرتعطیلاتوانمود،آنهاراتصاویرقرعهکشیبهآنهایادآوریمیکندکهاشیاءرابههمراهداشت.

البتهکهتاچهحداینرفتارهاینوشتاریاستکهدربخشمنعکسکنندهشیوعسیستمهاینوشتاریدرفرهنگدیدهمیشود. احتمالاکودکانرااختراعسیستمهایمارکخیلیکمترمتوجهمیکنداگربزرگسالاناطرافآنهاراغرقهشدندرچنینفعالیتهاییدرگیرنکند.

 

یادگیریطبیعی

بنابراینفرهنگرنگنمادینبهوضوحآنرابهعنوانعیبیالکههرعرصهدیگرازتوسعهاولیهکودکمیباشد. بااینحالمنمیخواهمادعامیکنندکهانگیزهبرایایجادیکسیستمنمادمرتبهدوممجموعهایازعلائماستکهخودرابهمجموعهایازتمایلعمیقانسانیمیداندکهباتحریکنسبتاکمیظهورخواهدکردوعلامتاست،اشارهدارد.

مطمئناتصمیمجهانیبرایآغازتحصیلاترسمیدرسراسرسن 5-7 تصادفینیست: اینفرضراحتیبانمادپردازیمرتبهاولوآمادگیبرایاستفادهازنمادهایانمادهایاستکهخودرابهکاراکتردیگرمراجعهمیکنند.

علاوهبراین،اینموجنمادینهبازکردنجعبهپاندوراازیکنوعقویتریناست. هنگامیکهیکابداعکردهاستیکسیستمنماداستکهخودبهسیستمنماددیگریاشارهدارد،احتمالبودنتعبیهشدهپدیدار،سیستمهایکاملرامیتوانبهطورسیستماتیکبهعنوانقطعاتبهسیستمهایقویترجذبمیشوددانست،بهعنوانمثال،هنگامیکهضربفرضعلاوهبراینویازمانیکهفرضجبرحسابیراداریم.

چنینسیستمهایدوممرتبهبالاترازنماددروغدرمرکزبسیاریازفعالیتهایمدرسهایهستند. ظرفیتمبادرتبهآسانیدرچنینفعالیتهایمتانمادیناستکهقطعاکمکبهموفقیتتحصیلیمیکند،درواقع،ازآناستکهاغلبباآنبرابرمیباشد.

تعدادنقاطبایدباتوجهبهاینترتیبچهارموجنمادینهساختهشدهباشد. اول،درحالیکهآننامشخصاستکهآیاایننشاندهندهتنهااشکالجهانیاستکهدرآنمعنی،اینچهارنشاندهندهخلاصهایبسیارامیدوارکنندهازانواععمدهایازمعانیاستکهمردمدارند.

داستاندرموردجهان،گرفتنروابطمکانییازمانیازاهمیت،ارزیابیتعدادوروابطعددی،وایجادنمادهایاستکهمیتواندخودرابهدیگرکاراکترمرتبهاولمراجعهکنند،اضافهکردنبهمجموعهایبسیارغنیازظرفیتهاییبرایبرخوردبادنیایپیچیدهایازمعنی،چهدرداخلویاخارجازچارچوبمدرسهلزومدارد.

دوم،تاآنجاکهمامیدانیم،هرانسانمعمولیقادربهاینشکلهاینمادیناست. علاوهبراین،بهنظرمیرسدباسرپرستیرسمینسبتاکمیکهمیشودبهدستآورد،دردورهقبلازمدرسهودرنظمکهشرحدادهام.

تقریباهرپنجیاششسالهاست "اولینپیشنویس" دانشازداستانها،آهنگها،توالیدراماتیک،بازیشمارش،نقشهها،رقصها،ودیگرنمادهاینظامفرهنگیحاکم. کودکانازاینسنبهخوبیبرایماجراهایبعدازآندرقلمرونمادینمجهزحتیاگرآنهاهرگزیکروزدرداخلیکمدرسهبهسربردعملمیکنند.

(نمادپردازیهاینوشتاریممکناستفکربهتربهعنوانیکفرمانتقالیدراینجا،درمورداینکهتاچهحدکودکانسعیمیکنندبرایایجادسیستمچوبخطحسابکردنویادیگرانواعسفارشدومازمرجعکهدرجامعهاستکهتوسطمدارسدستنخوردهنمیدانندموردبحثقرارگیرند.)

سوم،کشفامواجنمادینه،درحالیکهبهطورمستقلدرپروژهازصفرساختهشده،نشانمیدهد،تطابقتشویقباتصاویردیگرگزارشنمادینهاولیهمطرحشدهتوسطنظریهپردازانبزرگقراردادهشدهاست. بهعنوانمثال،آنرایادآورسکانسمطرحجرومبرونرمنفعلاست (بهعنوانخواندهشده "حسی")،یا (بهعنوانخواندهشده "توپولوژیک") ونمادین (بهعنوانخواندهشده "خودسرانه" ویا "متعارف") فرمنمایندگیدارد.

علاوهبراین،قلهخاصشرحدادهشدهدرمطالعاتماباکسانیکهدرسالهایاخیرتوسطمحققاندیگرگزارششدهاستمتفاوتاست. بسیاریازمحققان،مانندالیزابتبیتسومالکومواتسون،انعقاددانشدرموردحوادثونقشدرسراسرسندوسالگیوتواناییآنهاراضبطدراسکریپتسادهدرطولسالبحثمیکنندکهبهآناشارهکردهاند.

جودیدلوچمطالعاتآشکارداردکهدرآنکودکاندرسراسرسنسهسالگیبهسرعتقادربهارتباطاشیاءدریکنسخهکوچکازیکاتاقبااشیاءقراردادهشدهدرمجاورمدلاتاقمیباشندبهعنوانمثالگفتنبزرگترازنقشهتوپولوژیکتبدیلداشتهاست.

وبرخیازمحققینازرشدشناختیبهتازگیانعقادحدودسنچهارازدرکاولیهازروششمارشوشایستگیسادهعددیراتاییدکردند.

نکتهنهاییبااشارهبهامواجنمادینه. اگراینامواجدرواقعنشاندهندهراهاصلیکهدرآنانسانتفسیرمعانی،آنهاممکناستپیامدهایقدرتمندبرایآموزشوپرورشدرداخلوخارجازمدرسهباشد.

ممکناستانتظاررودکهدانشآموزانخواهدشدمستعدبراییادگیریموادکهدراشکالکهرویدادسازهها (داستان) برجستهارائهشده،نقشهتوپولوژیک (روابطازاندازه،فضا،یازمان)،نقشههایدیجیتال (جنبههایکمی)،و / یادومسفارشفرمهاینمادین (نمادگذاریکهبهاشکالدیگرازدانشمراجعهکنند) است.

مامیتوانیمپیشبینیکنیم،صرفنظرازاینکهچگونهمواددرابتداارائهشدهاست،دانشآموزانممکناستخودرادرنشاندادناطلاعاتوبعدبهخاطرآنبهنظرازاینحالتهایاصلیمرجعنمادینانسانباشند. وماممکناستفرضکنیمکهپروژههایبزرگکهدرآندانشآموزاندرگیر،ازنوشتنمقالهبهتیراندازیبهفیلمفکرکنندودرگیرشوند،ازایناشکالنمادینبهعنواننمونهاستفادهکنند.

یادگیریطبیعی

معلمان،توسعهدهندگانبرنامهدرسیدانشآموزانخواهندبودوتوصیهبهتبدیلایناشکالنمادینهآگاهمیکنند،مباداآنهاراسهوااستناددرراهنامناسباستفادهکنندبهعنوانمثال،گیجکنندهیکمفهوماستکهتوابعبهصورتکمی (مانندتراکم) کهخاصیتروایت (مانندچرخهزندگی) دارد.

کانالهایتوسعه

مطالعهنمادینهاوایلچشمانمابهبرخیازمسائلاستکهفراتراز "امواج" وباز "جریانمییابد." برگرداندندوبارهبهاستعارههایآبیما،تیمتحقیقپروژهصفراشارهکردکهدرسنپنجیاشش،کودکاندارایحساسیتاولیهبه "کانال" - تفاوتهادردرونهرنظامنمادینهستند.

سهسالهتساویدراصلتنهایکراهاست،اماششسالهنهتنهامیتواندنقاشیازنوشتنراتشخیصدهندبلکهتمایزمیانانواعنقشههاازجملهنقشهها،کارتون،تصاویرعکاسیوفادار،وطرحرامیدهند. سهسالهتنهایکنوعازداستاناست،اماششسالهمیتوانددرمیانگزارشروزنامه،یکداستانساده،یکافسانه،یکشوخی،وحتییکداستانسگپشمالویمتمایزکند.

مارامشاهدهکنید،پسازآن،کهکودکدرآستانمدرسهدرحالحاضرازشیوههایسبکدریکسیستمنمادخاصآگاهمیباشد،اومیتواندنمونههاییازاینسبکراتشخیصدهدوایجادنمونهاولیهازاینژانرهاکند. بدیهیاستکهفرهنگخاص،انواعژانرهایمشخصاستکهشناساییشدهاست،سیستمآموزشیتعیینخواهدکردکهژانرهایمیشوندوفنیوحرفهایوسیستمهایفنیوحرفهایتعیینخواهدکردکهژانرهایدرزندگیآیندهدنبالمیشوند،اماحساسیتبه "کانالهایسبک" بهنظرمیرسدظهورطبیعیدرموردزمانکهمدرسهشروعمیشود

بازهمداشتهباشند،مربیانهممیتواندبهرهبرداریازاینحساسیتهایتازهدرحالظهورویاخطرکهتوسطآنهارامحبوسمیکنند،اتفاقمیافتدزمانیکهنقشههاومتوننوشتهشدهبهفراوانیبههمفشردهشدهباشند.

کاربردشناسیبااستفادهازنماد

یکیازجنبههاینهایینمادینهمربوطبهکاربردشناسیاستفادهازنماداستبهپایانمیرسددرآنسیستمنمادیکهمنظمهستند. طریقهاستفادهاستیکموضوعمهمدرعلمصرفونحو،البته،کهازجنبههاینمادینبهسادگیشاملحساسیتنسبتبهقواعدوالگوهایکهدرمیانیکرشتهازکاراکتربهدستآوردندهست.

 

شناختجهانازطریقنمادها

تسلطبرانواعمختلفمعانی،ازسیستمهمچنینمیتواندبدونمرجعقابلملاحظهبههدفیاتابعبهدستآوردباشد. هنگامیکهیکیدرموردنقشنمادهادرجهانانسانفکرمیکند،بااینحال،آنآشکارمیشودکهسیستمونمادگروهخودراازژانرهایایجادشدهوبسیجبرایاهدافمشخص: بهآموزش،سرگرمی،اهانت،بهدستآوردنویانمایشدانشاستاستفادهکند.

افسوس،درمطالعاتاولیهما،مارابهکاربستدانشنمادینبهاندازهکافیکههوشیاربودند. بنابراینهنوزهمخیلیکممورداستفادهاستکهجواناندردستیاذهنداشتهباشندکه: داستان،ترانه،ویاایجادنمادهایدیگر. بااینحال،چراکهچنیناستفادهازدانشبسیارمهماستنقشدرهرمحیطآموزشیدارد (درواقع،درهرمحیطیانسان) بازی،منمیخواهمبهنظربهطورخلاصهبررویآنهانظردهم.

بیشازچندپدرومادرتوسطاینواقعیتکهجواناندردورانکودکیمتوسطیانوجوانیااغلبخستگییاتأسفازعدموجودپروژههاییکهدرآنهاشرکتکنند،درحالیکهکودکانحساسترندنسبتبهآن.

. تجربهخودمنشدهاست،بهعنوانپدرومادر،معلموروانشناس،کهسهیاچهارسالهنیازبهتحریککمیداردبهتعاملبارسانههاینمادین،بهاستخداممدلآبزیمابرایآخرینبار،آنهاکلماتراوتصاویررا،برایجلوگیریسازیوموسیقیسازی،بهعنوانیکاردکطولمیکشدتاآبرادرککنند.

البته،کودکانکوربهاستفادهابزارینیستند،وآنهاپیداکنندکهیکالگویخاصیازپاداشیامجازاتوزمانآنرسیدهاستکهاحاطهکنندیکفعالیتنمادینخاصرا،آنهاقطعاایندانشعاملرابهرفتارهایبعدیخودنشانمیدهند.

(جوانبه"اجرا" تمایلدارندکه "مادرمرحله" ویا "پدرانمرحله" دارندومشتاقند!) بااینحالدربیشترقسمتها،کودکانبهنظرمیرسدبرایبهدستآوردنلذتدرونیازفعالیتهاینمادینواکتشافاتبیشترازسیستمهایغنینمادین،اغلبدربافتپروژههایکودکآغازمیشوندومیلبهارائهپاداشخودرادارند.

اینخصوصیاترابایددرنظرداشتکهمادرنظربسیاریازمشکلاتهمراهبرایجادانگیزهدرجوانانتاحدودیقدیمیتربراینمایشحتییکدرجهمتوسطازشوروشوقدرموردسهممانداشتهباشیم.

. برایبرخیازایندلیل،شایدبهدلایلبسیاری،تعدادزیادیازدانشآموزانازمنطقبرایانواعشیوههاینمادینونوشتاریبرجستهدرمدرسهقدردانینمیکنند. نه،متاسفانه،انجامبسیاریازآنهاراپیدامیکنندکهنوعاستفادهازنمادذاتاجالبتوجهاست،درراهاستکهبسیاریازکودکانپیشدبستانیلذتبردنازنقاشییاآوازخواندنبرایلذتبردنمحضازاینفعالیتهاراداشتهباشند.

یادگیریطبیعی

شناساییوجمعبندیراههایشناخت

علاوهبربینشهاوتوسعههاینمادینکهازمطالعهنمادیناولیهمادرپروژهصفرهارواردپدیدآمدهاست،اینتحقیقنیزتاثیرعمیقیبرتفکرخودمندرموردشناختداشت. بهطورخاص،کهباتوجهبهاینتحقیقدررابطهباکارمرتبطبابیمارانبزرگسالآسیبدیدهمغز،منمعتقدمکهمفاهیمکلیازاطلاعاتوشناختبرگزارشدهتوسطبسیاریازمحققانبیجهتمحدودبودند.

(1) کهشناختانساناستکهاساساواحد،و (: بهعلتهردوبهسنتهایاطلاعاتی (وانواعدیگر) تستوبهاستدلالهایفراگیروقانعکنندهپیاژهدرمورد " بهطورکلیساختار " ازذهن،اکثرمحققانرابهدوپیشفرضاساسیرعایتمیشود 2) کهافرادمیتوانندبهاندازهکافیشرحدادهشدوندودرامتدادیکبعدواحدبهنامارزیابی "هوشقراربگیرند.

یافتههایاینتحقیقمنرامتقاعدکردکهوجودداردیکخانوادهبسیارگستردهترازهوشانسان ". هوشچندگانه" همانطورکهمندرقابذهنتوضیحدادم،مندرنهایتتحریکشدهبودمبرایایجادیکتئوریبرایواجدشرایطبودنبهعنواناطلاعاتیدرطرحمن،کهظرفیتداردبرایراضیکردنتعدادموردنیاز: درمیانچیزهایدیگر،باید،مشخصشودویژگیمسیرتوسعه،قابلمشاهدهاستدرفرمهایجداشدهدرجمعیتمانندزیرکیویاجوانانمبتلابهاوتیسم،وایننمایشگاهحداقلبرخیازشواهدازمحلیسازیدرمغزدارد. درپایان،پسازبازتابقابلتوجهوپژوهشهایمشترک،وجودهفتهوشبرایانسان،فرضکردند.

بهنظرمن،همهانسانهایعادیتوسعهحداقلاینهفتشکلازهوشبهمیزانکمتریابیشتریدارند. همانطورکهدرفصل 1 اشارهشد،مایکگونهتکاملیافتهداریمتادرزبانفکرمیکنیم،بهمفهومدرنظرفضایی،بهتجزیهوتحلیلبهروشهایموسیقی،برایمحاسبهباابزارمنطقیوریاضی،برایحلمشکلاتبااستفادهازتمامبدنوبخشهاییازبدنما،بهدرکافراددیگرمیپردازند،وبهخودمانرادرکمیکنند. جنبهجالبتوجهوبهخصوصمربوطبهاینهوشاستکههراحساسرابهتصرفخوددرمیآوردویکسیستمنمادینیانوشتاریاست.

 

شناختجهانازطریقنمادها

حتیدرحالیکههمهانسانهابودهواینهفتهوشرادارند،هوشنیزدرخدمتبهماماراازیکدیگرمتمایزمیکند. افراددارایمقادیرمختلفیازاینهوشوترکیبواستفادهازآنهادرروشهایشخصیومنحصربهفردهستند. همانطورکههمهمامتفاوتبودهوشخصیتهایمختلفداریم،همهمادارایانواعمختلفازذهنهستیم. اینامرپیامدهایقاطعاست،برایراههاییکهماانجامتلاشهایآموزشیآنهستیم.

تابهحال،بسیاریازمدارسدراغلبفرهنگهایترکیبیخاصیازهوشزبانیومنطقیتاکیدکردهاند. فراترازسوالاستکهترکیبیبرایتسلطبردستورکارمدرسهمهماستداشتهباشد،امامابیشازحددرنادیدهگرفتنهوشدیگررفتهایم.

بابهحداقلرساندناهمیتهوشدیگردرداخلوخارجازمدرسه،ماسپردنبسیاریازدانشجویانیکهموفقبهنشانترکیب "مناسب" بهاینباورهستندراکهآنهااحمقهستند،ومااستفادهازروشهایکهدرآنهوشچندگانهرامیتوانبهرهبرداریکردونمیکنندبهپیشبرداهدافمدرسهوفرهنگوسیعترکمکمیکند.

همانطورکهدربسیاریازآثاراستدلالوبهعنوانمندرفصلآخراینکتاباستادانهدرستشده،آموزشوپرورشساختهشدهبررویهوشچندگانهکهمیتواندموثرباشدوتنهابرویبیشازیکیادوهوشساختهشدهاست. اینمیتواندمحدودهوسیعتریازاستعدادهایتوسعه،ومیتوانددربرنامهدرسیاستانداردقابلدسترسباشدبهطیفوسیعتریازدانشجویان.

درطولسالهایحسیوحرکتی،نکاتازاینهوشدیگردرحالحاضررامیتوانتشخیصداد. نوزاداندرتشخیصملودیهاازیکدیگر،باافراددیگر،حرکتبهسمتچیزهاییموردنظرآنها،وغیرهتداخلپیدامیکنند. اماماننددیگرجنبههایشناخت،هوشچندگانهواقعابهخودمیآیندودرطولسالبلافاصلهقبلازمدرسهبامصنوعاتفرهنگیاست.

جایتعجبنیست،فرهنگنیزدرتعییناهمیتقراردادهشدهدرتواناییهاوظرفیتهایگوناگون: بهطورکلی،اوگانداارزشدخالتدقتدرفعالیتها،مکزیکیاسترسحساسیتبینفردی،وچینیتسلطارزشهایازبدنزیادیازاطلاعاتواقعیرادرنظرگرفتهاند.

درسنششیاهفت،هریکازهوشانساندرحالحاضربهدرجهبالاییدرهرکودکطبیعیتوسعهیافتهوکودکنمونههایاولیهفرهنگراازفردهوشمندجذبکردهاست.

علاوهبرشناساییگلازچندهوشدرسالهایآغازینزندگی،تحقیقاتماهمچنیننشاندادهاستکهچگونهاینهوشهایمختلفدرطولدورانکودکیبهتنظیماتبهطورفزایندهایمشخصشدهاند.

یادگیریطبیعی

درواقع،درپروژهطیف،یکپروژهتحقیقاتیشرحدادهشدهدرفصل 11،ماتعیینکردهایمکهحتیچهارسالهنمایشگاهپروفیلهایشناختیکاملامشخصویا،ممکناستبگویند،پیکربندیمتمایزازهوشراداشتهباشند.

بنابراینبرخیچهارسالهنزدیکشدنبهجهانبهطورمنظمازطریقسیستمنمادزبان،دیگرانبیشتراحتمالداردبهجهتگیریفضاییویاتصویریوبقیهدرحالحاضردرجهانازروابطباافراددیگرجذبمیشوند.

اینتفاوتها،بیشازحد،درنهایت،اثرعمیقیبرکودکبهعنواندانشجودارند،بهعنوانمثال،که "نقطهورود" (یکداستان،یکتصویر،یکدستدرفعالیت) استبهاحتمالزیادمیتواندموثرباشدبراییکدانشآموزدادهشدهدربرخوردباموادجدیدو،کمترخوشوخرمباشند،کهمفاهیمبهاحتمالزیادبایکدیگراشتباهگرفتهمیشود.

همانطورکهبایدآشکارشدهباشد،مندورهازسندوتاسنششیاهفتسالگیرادورهجذابازتوسعهانسانیدرنظرمیگیرم. بهنظرمن،درواقع،آنرابهبنادربیشترازاسراروقدرترشدانسانازهرمرحلهقابلمقایسهبادیگررشدمیدانم.

اولیننمونهازقابلیتهاینمادینعاداتازبدنوذهنقراردارد. هنروخلاقیتبهطورکلیانداختهویامسدودشده،دراینزماناست. شایدبیشتربهطورقابلتوجهیباتوجهبهبحثمطرحدراینکتاب،تعصباتومحدودیتهایقدرتمندبسیجوگرادریکیایکیدیگرازجهتهاباشد.

مندربرخیازجزئیاتنشاندادهامکهخطوطازاینمحدودیتهادرحوزههاینمادینزبانوبازیتظاهر،نشانمیدهندوانواعمشابهازمحدودیتهایممکندرسراسرهیئتمدیرهدرفعالیتهاینمادینانسانبهدستمیآیند.

بااینحال،شرحیکهتاکنوندادهاندالزاماتکهتکهاست. ظرفیتنحوی،بلوکهایساختمانازشناخت،وجوددارد. کودکداستانمیگوید،شمارشاشیاءمیکند،،وشروعبهطراحینمادهامیکند.

درهمانزمان،بااینحال،کودکاستکهدرتلاشبرایدرککلیازجهان،اوبهدنبالیکپارچهسازیامواج،جویبارها،وکانالهایپیچیدهخودازهوشرابهیکنسخهجامعاززندگیانساناستکهشاملرفتاراشیاء،تعاملبادیگرانسانها،ومشخصاتاولیهازخودشاست. اوبهشدتمحدودبهانجاماینادغام،برایزندهماندناستمیتوانددرصورتعدموجودبرخیازنسخهمنسجمازجهانآنرادرنیابد.

شناختجهانازطریقنمادها

درفصلبعد،کهنتیجهبخش 1 است،مادوبارهکودکپیشدبستانی،نهبهعنوانمجموعهایازظرفیتهاینحویویامهارتهاینمادینیاهوشمجزا (هرچنداوهمهاینچیزهااست)،بلکهبهعنوانجانشیننوزادحسیوحرکتی،رشدکودکدرتلاشبرایدرکجهانازنظرمرتبهاولویاکاراکتر "طبیعی" رانشاندهیم.

مسترینگوسنتزایندانشبسیارمهماست،زیراعلمبهاینکهکودکبااوبهمدرسهمیرود. همانطورکهمندرحالحاضرپیشنهادمیدهم،ایندانشنیزبهاستحکام،دوامآنکمکخواهدکردکهکودکجذبدانشرسمیاستکهمطابقباآنعملمیکند،اماکودکدرتسلطبردانشاستکهبااینپایه،راهعمیقاتثبیتشدهساختحسازجهاندرتضاداستمانعخواهدشد.

 

 

نوشته شده توسط صادقی  | لینک ثابت |

پیامک چهارشنبه سوم دی ۱۳۹۳ 22:54

 

دوره های نکات کنکوری روش تحقیق - کارشناسی ارشد و دکترا

هر روز یک نکته کنکوری

تا کنکور کارشناسی ارشد 94 بیش از 40 نکته جدید را به خاطر بسپارید

از روزهای باقیمانده بیشترین استفاده را ببرید.

برای مشاهده سایر دوره ها به سایت "سنجش و آموزش" مراجعه کنید.


برچسب‌ها: مفاهیم آمار توصیفی و استنباطی, کنکور, ارشد و دکترا
نوشته شده توسط sadeghi  | لینک ثابت |

آزمون وکسلر پنجشنبه بیستم آذر ۱۳۹۳ 14:14

کارگاه آموزشی وکسلر 4

 

این آزمون در شهر مشهد  توسط دکتر

حمید رهباردار و بهزاد حق نظر برای گروه

دبستانی در حال هنجاریابی است.

  نام ، نام خانوادگی ، رشته تحصیلی  و عبارت وکسلر 4 را جهت پیش ثبت نام به شماره  09154778421پیامک کنید.

نوشته شده توسط صادقی  | لینک ثابت |

دانشگاه فرهنگیان شنبه هشتم آذر ۱۳۹۳ 23:14

هفته اینده کتاب سنجش پرونده ای آزمون کتبی است


برچسب‌ها: دانشگاه فرهنگیان
نوشته شده توسط صادقی  | لینک ثابت |

برگزاری همایش افزایش عزت نفس در کودکان و نوجوانان پنجشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۳ 20:28

 همایش  افزایش عزت نفس در کودکان و نوجوانان با حضور دکتر رهباردار

در فرهنگسرای شهر ریبا و ایمن با شرکت بیش از 160 نفریکشنبه 25 آبان برگزار شد

 

نقل از روزنامه شهرآرا مورخه1393/08/28

دکتر رهبــاردار در همایش افزایش عزت نفس و خودآگاهی در کودکان و نوجوانان،با بیان اینکه نوع اندیشه ونگاه کودکان ونوجوانان به خود، در احساس توانمندی یا ناتوانی آنان تاثیر دارد، عنوان کرد: وقتی فرزندان شما درست بیندیشند ونگاهی مثبت به خود داشته باشند، احساس توانمندی و درنتیجه استقلال می کنند. آن وقت است که دیگران می گویند این آدم عزت نفس دارد و دادن این نگاه مثبت بر عهده والدین است.

وسواس، داشتن تیک و شیوع بیماری هایی همچون اسکیزوفرنی در بین کودکان و نوجوانان امروز،از نمونه آســیب هایی است که دکتررهباردار آن ها را ناشــی از ایجاد تصور نادرست در ذهن فرزندان نسبت به خودشان دانســت.او گفت: والدین به جای تلاش برای درست اندیشیدن فرزندان، نهضت درس خواندن به  راه انداخته اند. این معضلی اســت که درحال حاضر در بین والدین تحصیل کرده بیشتر دیده می شود. آن هاتلاش می کنندبه هر قیمتی فرزند خود را که از هوش معمولی برخورداراست،به مدرسه تیزهوشان بفرستند؛  این در حالی اســت که چون آنها در مدارس  عادی در کنار افراد باهوش تر و ضعیف تر از خود قرار می گیرند، یادمی گیرندبا یکدیگر ارتباط بهتری برقرار کنند.


برچسب‌ها: تعلیم و تربیت, فرزندپروری, همایش
نوشته شده توسط sadeghi  | لینک ثابت |